دبیرستان پسرانه علامه حلی 2 تهران
 
  ياييد از اين به بعد ما هم تشويق کنيم !( روانشناسی انگیزشی)  

بياييد از اين به بعد ما هم تشويق کنيم !

در بلندگوي سالن اسم شما را اعلام مي کنند و از شما مي خواهند جهت دريافت جايزه بالاي سکو برويد . جمعيت سالن يک ريز براي شما کف مي زنند . اين موفقيت بزرگي است که شما در رخ دادن آن سهم مهمي داشته ايد . پس جمعيت حق دارد براي تشويق شما يکباره کف بزند . خوب سئوال اين است : " شما چه مي کنيد " !؟

بالاي سکو مي رويد دستان خود را با افتخار بالا مي بريد و از شادي بالا و پايين مي پريد !؟ يا اين که در مقابل جمعيت تعظيم کرده و از آن ها که به شما لطف دارند تشکر مي کنيد و خود را خوارتر و حقير تر از آن مي دانيد که لياقت اين همه ابراز احساسات را داشته باشيد !؟ يا اين که براي آنها فقط دست تکان مي دهيد و يا بي تفاوت به جمعيت خيره مي مانيد و  فقط سرتان را به علامت تشکر تکان
مي دهيد !؟

اما نکته اين جاست که جمعيت براي جسم و بدن شما کف نمي زند ! آن ها براي موفقيت و کار بزرگي که توسط شما صورت گرفته دست مي زنند و هورا مي کشند . پس چرا شما هم همراه ايشان براي موفقيتي که رخ داده و براي مردمي که توانسته اند ارزش اين موفقيت را درک کنند و به خاطر اين درک تحت تاثير قرار گرفته اند متقابلاً کف نمي زنيد !؟ بله ! شما هم بايد از لحظه اعلام اسم خود و بلند شدن از صندلي تا هنگام بالا رفتن از پله و ايستادن روي سکو ، همپاي جمعيت کف بزنيد ! پس چرا بي جهت دست تکان مي دهيد و تعظيم مي کنيد !؟

با کف زدن همپاي جمعيت ، شما در واقع براي خودتان کف نمي زنيد بلکه براي کاري که انجام شده دست مي زنيد و خوشحالي مي کنيد . در اين صورت هم خود را با جمعيت يکي مي دانيد و خود را برتر از بقيه نمي شماريد و هم واضح و مشخص مي گوييد که براي شما هم ارزش کاري که انجام شده از شخصي که اين کار را انجام داده بسيار بيشتر است و شما هم مثل همه حاضرين معتقديد که بايد هميشه قدردان تلاش و کار قهرمانانه باشيم و بي جهت در هر کاري دنبال قهرمان نگرديم !

مديران موفق شرکت هاي بزرگ از هوندا و سامسونگ و فورد گرفته تا مايکروسافت و گوگل و ياهو هرگز در شرکت خود به دنبال قهرمان نبوده و نيستند . آنها بيشتر از آن که در جست و جوي يک فرد خاص باشند به دنبال يک تلاش گروهي مشخص ونتيجه بخش مي گردند و در سالن هاي اصلي اين شرکت ها عکس دسته جمعي گروه هاي کاري و ليست کارهايي که انجام داده اند روي ديوار ها آويزان شده است . در قرن بيست و يک و عصر تکنولوژي ارتباطات داشتن قهرمان در يک مجموعه وقتي کار قهرمانانه اي انجام نمي شود به هيچ دردي نمي خورد. اتفاقاً بسياري معتقدند که نگهداري قهرمانان هزينه بر است و اگر آن ها فقط قصد دارند با ياد آوري گذشته قهرمانانه خود حقوق بيشتري طلب کنند و فضا اشغال کنند ، همان بهتر که بازنشست شوند و جاي خود را به گروه هاي کاري مثمر ثمر و موثر بدهند .

اگر مي بينيد کسي در کنکور ورودي دانشگاه ها نفر اول مي شود ، اين نکته را هم در نظر داشته باشيد که براي اول شدن او ، صد ها نفر ديگر ( از معلم و دوستان مدرسه تا پدر و مادر و خواهر و کتابدار ...)  نيز دخيل بوده اند . در واقع در يک چرخه هماهنگ ، هدفدار ، پايدار و با ثبات براي اين نفر اول فرصت لازم براي اول شدن فراهم شده و او هم از اين فرصت استفاده کرده و جايگاه نخست را از آن خود ساخته است .

توضیح: Scroll[1]آن چه هستيد شما رابهتر معرفی می کند تا آن چه می گوييد .اگر مي بينيد در مسابقات جهاني ، تيمي اول مي شود ، فقط به دنبال اسامي ثابت و مشخصي براي ثبت افتخار به نام او نگرديد . اگر خوب دقت کنيد خواهيد ديد که يک مجموعه بسيار بزرگ ( از مربي و باشگاه و منابع تامين کننده مالي تيم گرفته تا تماشاچي و خانواده و حتي رسانه ها ) همگي به نحوي در پيروزي اين تيم دخيل بوده اند .

وقتي هميشه در هر تلاش پيروزمندانه فقط سراغ "مقصر" را بگيريم و از سهم بقيه عوامل در فراهم ساختن شرايط شکست غافل شويم .

به جاي قهرمان سازي و بزرگ کردن بي مورد اشخاص خاص در گروه هاي کاري و ناديده گرفتن زحمات بقيه اعضاي گروه ، بياييد براي" خود تلاش قهرمانانه " ارزش قائل شويم و براي آن کف بزنيم .

 بد نيست به آن داستان سرخپوستي اشاره کنيم که :
" روزي يک قبيله پر جمعيت سرخپوست از يک گروه کوچک و ضعيف مهاجمين شرکت خوردند . وقتي از پير قبيله دليل شکست را پرسيدند گفت : ما " سرخپوست رئيس و سرخپوست قهرمان "زياد داشتيم ولي در مقابل سرخپوست معمولي و جنگجو نداشتيم ! براي همين شکست خورديم .

در واقع همه افراد قبيله ما " سرخپوست رئيس و قهرمان " بودند و خودتان که مي دانيد !؟

سرخپوست رئيس که نمي جنگد !!؟ در پايان به بررسي پانزده خصوصيت موفق ترين و خوشحال ترين افراد مي پردازيم .شايد موفقيت خيلي از افراد به نظر کساني که از دور نظاره گر آن ها هستند آسان باشد ولي خود افراد موفق کسب موفقيت را راحت نمي دانند . آن ها بر قدرت خود تکيه مي کنند و با استقامت و پشتکار موانع را پشت سر مي گذارند . در اين مقاله با پانزده خصوصيت موفق ترين و خوشحال ترين افراد آشنا خواهيد شد . اين ليست را به عنوان راهنما به همراه خود داشته باشيد :

1-    مشتاق : افراد موفق آماده و علاقه مند کارکردن و آموختن موارد جديد هستند . آن ها با کمال ميل هر کاري را براي ساختن زندگي آرماني ومطلوب خود انجام مي دهند .

2-    آگاه : افراد موفق از جديد ترين اخبار اطلاع دارند و هميشه به دنبال ياد گيري اطلاعات جديد هستند .

3-    جسور : افراد موفق ، مخاطره جو و اهل ريسک هستند . آن ها بي باک و پر جرات اند و با خصوصيت شجاعانه و مقدم بر ديگر افراد در هر کاري حضور دارند .

4-    قاطع : ضرب المثل قديمي است که مي گويد براي تصميم گيري سريع باشيد و براي تغيير تصميم آرام رفتار کنيد . آن ها در زمان تصميم گيري مردد ودودل نيستند آن ها با قاطعيت تصميم مي گيرند و به جلو حرکت مي کنند . ترديد مانعي بر پيشرفت و ترقي است .

5-    عاشق يادگيري : آيا تا به حال کتابخانه افراد موفق را ديديد ؟ در مورد هر موضوعي کتاب دارند . آن ها به هر روش ممکن مانند مطالعه کردن و شرکت در سمينارها مشتاق پيشرفت هستند . افراد موفق مي دانند که پاسخ همه سوالات خود را نمي دانند و به دنبال افرادي هستند که پاسخگوي آن ها باشند .

6-     متعهد : افراد موفق خود را براي کسب نتيجه رضايت بخش ، مسوول مي دانند .

7-    مصر و سرسخت : در ذهن اين گونه افراد کلمه نا اميدي و مايوس شدن وجود ندارد آن ها فقط تلاش کردن را مي شناسند . افراد موفق اعتقاد دارند که موفقيت يعني نود درصد تلاش و ده درصد هوش و استعداد .

8-    انعطاف پذير : افراد موفق نسبت به شرايط مختلف انعطاف پذيرند . آن ها هيچ گاه خشک و بدون انعطاف به مسائل نگاه نمي کنند بلکه متناسب با احتاجات و ضروريت عقيده خود را تغيير مي دهند و انعطاف پذير هستند .

9-    خلاق : همه ما داراي غريزه اي هستيم تا در زندگي نوآوري داشته باشيم اما افراد موفق از اين غريزه خود به طور کامل بهره مي برند و سعي مي کنند زندگي خود را با اين کار غني سازند .

10-    معنوي : بيشتر افراد موفق در مورد مسائل معنوي خود متعهد هستند آن ها اعتقاد دارند که زندگي فراتر از اين دنياي مادي و حقيقت از معنويت سرچشمه مي گيرد و معنويت راهنماي افراد موفق در زندگي است .

11-    متعادل : خوشبخت ترين افراد ، متعادل ترين افراد هستند . آن ها زمان خود را تقسيم مي کنند ، با خانواده خود جشن مي گيرند و اوقات خوشي را سپري مي کنند . افراد موفق همه لحظات زندگي را ستايش مي کنند نه قسمت هايي از رندگي را .

12-    هدفمند : يک زندگي کامل و پرمعنا با هدف آغاز مي شود. افراد موفق و خوشبخت به هدف مخصوص و مشخص خود در زندگي فکر مي کنند و به سوي آن هدف گام برمي دارند.

13-   عاشق تفريح : يک زندگي خوب فقط در کار کردن خلاصه نمي شود . بايد زماني هم به تفريح و استراحت اختصاص داد اين مورد يک اصل مهم در زندگي است .

14-    قوي : افراد موفق از لحاظ روحي بسيار قوي هستند آن ها مي دانند که چه فردي هستند و چه شخصيتي دارند .

15-    صبور : موفقيت احتياج به زمان دارد و افراد خوشبخت و موفق اعتقاد دارند که همه چيز در زمان مناسب خود اتفاق مي افتد و مسير طبيعي زندگي ادامه دارد .

 

 
  افراط و تفريط هر دو به يك اندازه فاجعه هستند(مشاوره پزشکی)  

افراط و تفريط هر دو به يك اندازه فاجعه هستند

درسته... امسال كنكور داری... همه‌چیز با همیشه فرق كرده خواب و خوراك و درس و زندگی همه‌چیز شكل جدیدی به خودش گرفته. قبول... بالاخره وقتی یك هدف جدید در زندگی ما پیدا می‌شود متناسب با آن باید تغییراتی در روند كارهایمان ایجاد كنیم تا با هدفمان همسو بشویم.

از طرفی حتما با من در این مورد موافق هستید كه هر تغییر مسیری لزوما ما را به هدف‌هایمان نزدیك‌تر نمی‌كند و گاهی دقیقا به بیراهه می‌زنیم.

چطور باید مسیرهایی درست و بجا انتخاب كنیم؟

اینجا نمی‌خواهم راجع به مسایل درسی و برنامه‌ریزی آنها صحبت كنم...

بیشتر منظورم تغییرات عادتی است كه در سال كنكور سعی می‌كنیم در روال زندگی‌مان اعمال كنیم.

1 - «مادر: مریم، بیا ناهار آماده است.

مریم: من نمی‌آیم... شما بخورید.

مادر: آخه چرا؟ تو كه صبحانه هم درست نخوردی! دیشب شام هم كه فقط سالاد خوردی...، تو كه قبلا اینطوری نبودی؟»

مریم به این فكر می‌كند كه امسال چون كنكور دارد و دائما پشت میز نشسته و فعالیت بدنی ندارد، چاق می‌شود... و برای جلوگیری از این مساله تصمیم گرفته كه مقدار غذایش را خیلی كمتر از قبل بكند.

2 - سامان برای صبحانه یك نان سنگك، خامه و شكلات صبحانه با یك كم پنیر، گردو، كره و مربا خورد تا حسابی سر حال بیاید و كوك شود. یكی، دو ساعتی درس خواند و بعد حدود ساعت 10 دو لیوان شیر و خرما خورد تا قند خونش نیفتد و مغزش خسته نشود. برای ناهار هم كه دیگر حسابی ضعف كرده بود و دو بشقاب پلو خورشت مفصل نوش جان كرد و رفت كه یك چرت بزند تا خستگی به در كند و برای مطالعه بعد‌از‌ظهر آماده بشود... بعد از یكی، دو ساعت خواب بلند شد، نشست پشت میز و شروع كرد به ریاضی خواندن... ساعت حدودا 5 بود كه آمد و یك معجون شیر و نارگیل و پسته با موز و گردو برای خودش ردیف كند تا قوت بگیرد... كه دیگر صدای پدرش در آمد كه پسر چه خبر است... حال من جای تو بد شد. چرا تو اینطوری شده‌ای؟! كه مادرش جواب داد: «بچه كنكور دارد... صبح تا شب دارد درس می‌خواند... باید خوب غذا بخورد تا جان داشته باشد این همه درس بخواند.»

3 - سارا از مدرسه آمده بود خانه. امروز مدرسه دو ساعت زودتر از همیشه تعطیل شده بود. كلاس فیزیك ساعت آخر تشكیل نشده بود. سارا ناهار خورد و دید كه چندان خسته نیست و داشت فكر می‌كرد كه شروع كند به درس خواندن یا نه... همینطوری كه داشت به برنامه‌هایش فكر می‌كرد با خودش گفت آهان فهمیدم... حالا كه فرصت دارم، بهتر است این دو ساعت را بخوابم تا سر حال‌تر و شاداب‌تر بنشینم پای درسم و بازدهی‌ام را نسبت به روزهای قبل بالاتر ببرم و خوابید...

4 - ساعت 3:30 بود... امیر با یك فنجان قهوه وارد اتاقش شد... از منظره روی میزش معلوم بود این فنجان ششم قهوه است كه برای خودش آماده كرده! آری... درست متوجه شدید ساعت 3:30 نصفه شب بود... امیر با چشمان پف كرده سر جزوه دیفرانسیل نشسته بود و در حالی كه فنجان قهوه را سر می‌كشید با خودش می‌گفت نباید بخوابم... باید تمامش كنم... ناسلامتی كنكور دارم! خواب معنی ندارد... باید عادت كنم دو، سه ساعت بیشتر نخوابم.

می‌دانم كه خودتان متوجه شدید چه می‌خواهم بگویم...

امیر، مریم، سامان و سارا همه‌شان كنكور دارند... همه‌شان به خاطر كنكور تصمیماتی برای عادات زندگی‌شان گرفتند... اما به شما قول می‌دهم كه هر چهار نفرشان خیلی زود سرشان به سنگ می‌خورد و راه متعادل‌تری را برای رفتن انتخاب می‌كنند.

هدف اصلی‌تان را در ذهن مجسم كنید... «موفقیت»

آیا كمی چاق شدن آنقدر مهم است كه با گرسنگی كشیدن بیش از حد و خستگی و بی حالی ناشی از آن، از هدفتان فاصله بگیرید؟

آیا واقعا برای رسیدن به آن باید كارهای خارق‌العاده‌ای بكنید و چیزهای عجیب و غریبی بخورید تا به هدفتان نزدیك شوید؟!

آیا وقتی خسته نیستید باید برای سر حال‌تر بودن وقت اضافه‌تان را بخوابید یا از خواب و خوراك بیفتید تا آدم موفقی باشید و بشوید «یك بچه كنكوری واقعی»؟!!

باور كنید كه اینطور نیست.

كنكور هم یك مرحله از زندگی است كه آن هم مثل تمام مراحل زندگی منطق خاص خودش را دارد و مثل تمام مراحل زندگی كسی در آن موفق هست كه «متعادل‌تر» باشد.

به اندازه و متنوع بخورید. (به مقاله‌های شماره‌های قبل مراجعه كنید.)

كمتر از شش ساعت و بیشتر از هشت ساعت نخوابید.

از همه مهمتر به نیازهای بدنتان توجه كنید و به آنها پاسخ دهید؛ یعنی وقتی گرسنه هستید، بخورید و وقتی خسته هستید، استراحت كنید و وقتی انرژی دارید به خوبی از آن استفاده كنید.

تا بعد...

نویسنده: دكتر سپیده ساروخانی - پزشك


 
  رمز موفقيت اين است : چقدر گير مي دهيد !؟ ( روانشناسی- انگیزشی )  

رمز موفقيت اين است : چقدر گير مي دهيد !؟

اين سخنراني از مجموعه سخنراني هاي منتشر نشده آنتوني رابينز براي جمعي از پرسنل خط تعمير و نگهداري خطوط هوايي ATW و به دعوت مديران اين خطوط براي كاهش هزينه هاي تعميرات وتقويت روحيه كاري مهندسان و تكنيسين هاي فعال در اين بخش ايراد نموده است. آنتوني رابينز : من امروز با چند اصطلاح آشنا شدم كه خيلي برايم جالب بود . يكي اصطلاح  "تحمل خطا" بود . به اين معنا كه در سيستم هاي حساس و مهم مثل هواپيما هميشه هر وظيفه اي را حداقل به دو قسمت واگذار مي كنند كه يكي از آن دو قسمت نقش يك يدكي را به عهده دارد كه اگر احتمالاً قسمت اول از كار افتاد قسمت دوم ادامه كار را بر عهده بگيرد و در نتيجه تحمل كل مجموعه در مقابل بحران ها و خرابي ها حداكثر شود . اتفاقاً من هم هميشه به همسرم مي گويم كه پس اندازهايمان را روي يك زمينه خاص قفل نكنيم و در يك حساب خاص نگه نداريم كه حالا مي فهمم بي آن كه بدانم ، داشتم ميزان تحمل خرابي اقتصاد خانواده را بالا مي بردم .

لازم باشد ميليونها بار دوباره مسير را از ابتدا و قطعه به قطعه وارسي مي كنيم. خرابي بايد پيدا شود. اين را سماجتي كه داريم تعيين ميكند!" و من تا امروز هيچ چيزي را نديده ام كه در مقابل گير و سماجت و يكدندگي آدم هاي موفق بتواند مقاومت كند.

اما نكته اين جاست كه از كودكي با بچه هاي كله شق و سمج معمولا برخورد مناسبي نمي شود. وقتي كه كمي بزرگتر مي شويم با گذاشتن صفاتي مثل متعصب و لجوج و يكدنده ، مفهوم زيبايي مثل گير دادن! پست شمرده مي شود. حال آن كه چنين نيست و گير دادن و تسليم نشدن و از پا ننشستن زمين تا آسمان، با تعصب كوركورانه و لجبازي چشم و گوش بسته تفاوت دارد.

سرمهندس بايد برايش حفظ كانون خانواده به اندازه يافتن خرابي در هواپيما مهم باشد. بايد همانطوري كه از شكست در يافتن و رفع خرابي نااميد نمي شود، از شنيدن جواب منفي  در محيط خانواده تسليم شرايط نشود و اجازه ندهد كه سرنوشت زندگي خانوادگي اش در مسير جدايي و نابودي كشيده شود. او براي حفظ حريم خانواده بايد گير دهد. سمج باشد و حتي اگر لازم آيد با سماجت مستمر حتي اگر اوضاع بر وفق مراد پيش نرفت و اتفاق جدايي رخ داد باز بايد تلاش كند تا دوباره كانون خانواده را به جاي اولش برگرداند. اين جور گير دادن شايد براي خيلي ها سبك كردن و بي اعتبار سازي و خرد شدن شخصيت معنا دهد ، اما در واقع نمايشگر چيزي بسيار والاتر و ارزشمندتر است كه من آن را                                                                                                                                                                         "اراده موفقيت حتمي" مي نامم. در واقع با اين شكل گير دادن نشان ميدهد كه اين تصميم نيزاز اعماق وجودش و به طور جدي و به شكلي ماندگار و تغيير ناپذير اتخاذ شده است.

آيا فكر مي كنيد موانع سر راه آدم هاي بزرگ و موفق ،با اصطلاح بعدي "تشخيص خرابي و رفع خرابي" در حداقل زمان ممكن است كه متوجه شديم شما براي اين كار دفترچه هاي مخصوصي داريد كه همزمان اطلاعات آن داخل كامپيوتر ها ذخيره شده است و مسير هايي هست كه با سركشي به آن ها مي توانيد خطا را در آن مسير ها رديابي و شكار كنيد كه اين بحث شكار خرابي هم برايم خيلي جالب بود . يعني همانطوري كه شكارچي اردك مي داند كجا كمين كند تا اردك سرگردان را به موقع شكار كند ، شما هم دقيقاً مي دانيد كجا به كمين خرابي بنشيند .

اصطلاح سوم هم اصطلاحي بود به اسم" قابليت اطمينان "كه يكي از متخصصان گفت به خاطر حساسيت موضوع تعمير و نگهداري از قطعاتي استفاده مي شود كه نرخ خرابي آن ها بسيار پايين باشد . اما موضوع بحث ما امروز چيزي است به نام سماجت و گير دادن !!!

از سر مهندس بخش تعميرات پرسيدم اگر با همين روش ها و دستور العمل هاي دقيق و گام به گام بازهم به دليلي خرابي پيدا نشد چه مي كنيد ؟!! و او جواب داد آن قدر گير مي دهيم تا پيدا شود . خرابي چاره اي جز پيدا شدن ندارد ! چرا كه اگر پيدا نشود هواپيما نمي تواند از زمين بلند شود ! و كل شركت ورشكست مي شود .

دوستان گفتند كه اين سر مهندس از لحاظ مالي دچار مشكل است و خانواده اش هم در آستانه از هم پاشي است و من در تعجبم كه چنين آدمي با اين روحيه سمج و شكست ناپذير چه طور ممكن است از پس مسائل بسيار ساده تري مثل كسب در آمد بيشتر در زندگي و يا حفظ تشكيلات خانواده برنيايد . و جوابي كه براي آن دارم فقط يك جمله است : " او در اين مواقع گير مي دهد!" و علت شكست او در اين جبهه ها هم همين است:"كم گير دادن!"

مهم اين نيست چقدر دانش داريد.مهم اين  نيست  چقدر موانعي كه مقابل من و شما ظاهر ميشود. فرق دارد!؟ بدانيد كه اصلا چنين نيست!

آدم هايي كه الان آنها را موفق و كامياب مي دانيم در واقع در هر روز زندگي شان با موانعي به مراتب سخت تر و
 عظيم تر از موانع زندگي ما برخورد ميكنند. اما اين اشخاص هميشه موفق، نسبت به ما يك تفاوت اساسي دارند و آن اين است كه اراده عبور از مانع در آنها به هيچ وجه كم رنگ و ضعيف نميشود. برعكس آنها با ديدن مانع سرسخت تر و مقاومتر مي شوند و نيروي سرسختي و گير دادن آنها صد چندان مي شود. آدمهاي معمولي وقتي به مانع برميخورند و اولين زخم بر جسم و روحشان وارد
 مي شود، سريع روي زمين مي نشينند و به راههاي عقب نشيني و فرار و تغيير مسير و حتي تسليم فكر مي كنند. ولي فرد موفق و سمج و گير دهنده ، برعكس با وجود زخمي كه به او وارد شده بلافاصله از جا بر مي خيزد و راه ديگري براي حمله را تكرار مي كند او گير ميدهد و زمين ميخورد تا سرانجام راهي مي يابد و سينه خيز و زخمي خودش را به سوي مانع مي رساند. بعد از جا بر مي خيزد و دوباره اراده جلو رفتن و پيشروي را در وجود خود زنده مي سازد و به پيش ميرود و سرانجام به مقصود خود مي رسد و موفق مي شود.

سر مهندس و يا هر كدام از شما در امور مالي زندگي خود نيز مي توانيد با همين روش گير دادن و از پا ننشستن و تسليم نشدن به پيشرفت هاي بزرگي نائل شويد . شما عشق و علاقه براي رسيدن به هدف در دلتان موج ميزند.حتي مهم نيست كه قبل از اين چقدر تلاش و زحمت كشيده ايد. در حالي كه همه اين ها بسيار مهم اند اما يك چيز ديگر هم هست كه اگر نباشد كمترين تندبادي ميتواند تمام اين عشق و زحمت را زمين گير كند و آن چيز كه هنگام مواجهه با موانع نااميد كننده و بازدارنده، ما را به جلو مي راند چيزي نيست جز ميزان سماجت و پافشاري و به زبان ساده مقدار "پافشاري و گيري" كه به موضوع مي دهيم.

من خودم آدم بدگير و سمجي هستم. همسرم ميگويد خدا نكند توني به چيزي گير دهد، ديگر محال است كه به آن نرسد. حتي اگر بخواهم همين هفته با رئيس جمهور ملاقات داشته باشم آن قدر اين در و آن در ميزنم و راه حل امتحان ميكنم تا بالاخره موفق شوم! حتي اگر هزار بار زمين بخورم باز هم براي هزار و يكمين بار از جا برمي خيزم و اصلا هم برايم مهم نيست كه هزار بار قبلا زمين خورده ام. و اين گير دادن و سمج بودن بخشي از خصوصيت رفتاري و ذاتي من شده است.

و جالب اين جاست كه نه تنها من ، بلكه هر آدم موفقي كه تا به حال ديده ام اين خصوصيت در وجودش موج مي زند.

وقتي هدف روشن و شفاف مشخص شد و انسان از درست بودن مسيري كه انتخاب كرده و از صحيح بودن تصميمش مطمئن شد، ديگر نوبت گير دادن فرا مي رسد و اين گير و سماجت و سرسختي بايد آن قدر ادامه پيدا كند تا ما را به مقصود برساند. ديگر در اين ميان راه دومي وجود ندارد .    " بايد به جواب برسم! و جواب چاره اي جز ظاهر شدن ندارد!" يعني همان طوري كه سرمهندس گفت "خرابي چاره اي جز پيدا شدن ندارد! بايد    پيدا   شود!   به    هر   قيمتي   كه   هست!        اگر

آدمي كه گير مي دهد تسليم نمي شود و از رو نمي رود . او بعد از هر زمين خوردني بلافاصله قد راست مي كند و دوباره پيشروي به سمت هدفش را آغاز مي نمايد . او موفق است نه به اين خاطر كه دانش زيادي دارد و يا هدف متعالي انتخاب كرده است . بلكه موفق است چون گير مي دهد و سمج و مصمم حتي براي لحظه اي به واگذاري ميدان نمي انديشد . موانع چاره اي جز كنار رفتن از مقابل اين سمج هاي گير دهنده ندارند .همان طوري كه به قول سر مهندس خرابي چاره اي جز آشكار شدن ندارد . سر مهندس گفت اگر خرابي پيدا نشود هواپيمايي پرواز نخواهد كرد و اين شركت هواپيمايي كاملاً ورشكست مي شود . پس به همين خاطر خرابي چاره اي جز پيدا شدن ندارد .در زندگي عادي نيز شما بايد با مشكلات و موانع به همين شكل برخورد كنيد . روبروي مشكل بايستيد و با اطمينان و اقتدار بگوييد كه با تمام توان و اراده خود قصد كرده ايد تا از مانع عبور كنيد و حاضريد در اين مسير هزاران بار زمين خوردن را تجربه كنيد . به مانع مقابلتان بگوييد كه تعداد زمين خوردن ها اصلاً برايتان مهم نيست . در عوض با سماجت و گير دادن هاي مستمر خود به مشكل و مانع مقابلتان اين اطمينان را مي دهيد كه سرانجام روزي از آن عبور خواهيد كرد . به محض اينكه چنين خصيصه اي را در وجود خود نهادينه سازيد مسير موفقيت مستمر و دائمي شما هموار خواهد شد و شما به صورت يك انسان هميشه موفق در خواهيد آمد .


مي توانيد همين الان ارده ثروتمند شدن را با مشخص كردن دقيق ميزان ثروتي كه مي خواهيد و زماني كه براي رسيدن به اين ثروت در نظرداريد ، در دل خود به صورت يك تصميم دروني و جدي بگردانيد و بعد مصرانه و اميدوارانه و با سماجت وبه زبان ساده با گيردادني پايان ناپذير به سمت هدف مشخص و آرماني خود پيشروي كنيد
 
  هر آنچه که راجع به مطالعه موثر می خواهيد !!!(مشاوره آموزشی)  

هر آنچه که راجع به مطالعه موثر می خواهيد !!!

*در دنيا لذتي که با لذت مطالعه برابري کند وجود ندارد .(تولستوي)
بريم سراغ اصل مطلب يعني مقاله ي اين شماره : اين مقاله مشتمل بر 38نکته ي مهم در مورد شرايط
مطالعه است.
*
مطالعه درست ،ضرورت پيشرفت براي مطالعه يکسري راهبردهايي وجود دارد که براي شما ذکر مي کنيم:

1)براي تصميمات وکار هاي روزمره ي خود برنامه اي را دنبال کنيد .برنامه ريزي ،همت وپشتکار پله ها ي موفقيت را تشکيل مي دهد پس طبق برنامه عمل کنيد واز اينکه نتوانستيد کل برنامه را در مدت زمان مقرر تمام کنيد ،مايوس نشويد .

2)يکي از عوامل شکست وعدم موفقيت ،دلهره واضطراب است به شکست فکر نکنيد وهرگونه دلهره واضطراب را با ايجاد افکار مثبت واعتماد به نفس از بين ببريد .

3)يکي از نقشهاي مهم در مطالعه ،علاقه است .اگر با علاقه مطالب را بخوانيد .آن را بهتر درک ميکنيد و بيشتر به خاطر
مي سپاريد.

4)تفکر منفي آثار زيانباري در بردارد .پس به موضوع ها ي زندگي خود با نظر مثبت بنگريدوبه آنچه که هست فکر کنيد ،نه به آنچه که نيست.

5)سعي کنيد که پس ازمطالعه هر مطلب ،خود را تقويت کرده واحساس رضايتمندي ازخود داشته با شيد.

6)زماني که حواس شما به چيز ديگري باشد ،حافظه نمي تواند مطلبي را به خاطر سپارد ويا به ياد آورد .پس براي بخاطر سپردن وبه ياد آوردن هر مطلب بايد تمرکز حواس داشته باشيد.
7)نکات به ياد سپرده شده را مرتبط تر ومنظم تر طبقه بندي کنيد .زيرا باعث مي شود مطالب بهتر در خاطر بماند و به ياد آوردن آنها راحت تر و سريع تر خواهد بود.

8)حتي الا مکان سعي کنيد مطالب را بفهميد وبه خاطر بسپاريد زيرا مطالبي که طوطي وار حفظ شده اند ،خيلي زود فراموش خواهند شد.

9)در هنگام مطالعه کردن فعال باشيد .يادداشت برداري ،حاشيه نويسي ،طبقه بندي وسازمان دادن،برجسته وبارز ساختن نکات مهم مطالب مورد نظر و به زبان خود تکرار کردن مطالب و...از جمله فنوني هستند که انسان را در هنگام مطالعه فعال نگه مي دارد  .

10)سعي کنيد در هنگام مطالعه به حافظه ي خود فشار نياوريد .از متراکم کردن زمان فراگيري ،جدا" بپرهيزيد و در فعاليت هاي ذهني بين هر 30و40دقيقه يک بار به مدت 5دقيقه استراحت وتنفس عميق داشته باشيد .
11)هنگامي که بسيار خسته هستيد ويا بعد از مدتي
مطالعه خسته شده وتمرکز حواس خود را از دست داده ايد بهتر است سعي نكنيد مطالعه را بطور اجبار ادامه دهيد زيرا اين امر باعث دلزدگي شما از مطالعه خواهد شد .

12)براي مطالعه مطالب ،بهتر است در ابتدا بصورت کلي واجمالي مرور کنيد وسپس مطالعه جزئيات را شروع کنيد .
13)ميزان از دست دادن مطالب وفراموشي حافظه ،در خواب به مراتب کمتر از بيداري است .بنابر اين بعد از آموختن يک مطلب علمي ومشکل بخصوص قبل از امتحان مدتي استراحت مطلق داشته باشيد .

14)سعي کنيد مطالب را بخاطر بسپاريد وخلاصه ي آن را در ذهن خود تکرار کنيد .

15)يکي از مهمترين واساسي ترين مرحله در يادگيري درست،تکرار مطالب است.

16)روز ها را با ورزش آغاز کنيد وبراي تقويت روحيه خود ،اهدافتان را در ذهن تجسم کرده ،هر گونه ترديد در رسيدن به آنها را دور بريزيدکه ترديدها باز دارنده هستند.پس براي رسيدن به اهداف خود در زندگي تلاش کنيد .

17)بهتر است در محل بخصوصي مطاله کنيد ومکان مطالعه خود را کمتر تغيير دهيد.استفاده از يک مکان مشخص براي مطالعه به تمرکز حواس کمک مي کند .

18)مکان مطالعه همچنين بايد عاري از سروصدا باشد وعوامل ومحرکها يي که منجر به حواس پرتي مي شوند در آنجا به حداقل ممکن کاهش يابند .

19) نور وحرارت مکان مطالعه بايد مناسب باشد .دماي 20درجه ونور متوسط که نه خيلي زياد باشد ونه کم مفيد خواهد بود .

20)براي مطالعه در روز ،زمان مشخصي را در نظر بگيريد ، بطوري که در آن زمان به هيچ کار ديگر نپرداخته آمادگي کامل براي مطالعه داشته باشيد .

21)با توجه به اينکه تحقيقات نشان داده است مطالعه در هنگام شب(قبل از خواب)وصبح زود ،کار آمد است بيشتر در اين مواقع مطالعه کنيد .

22)نشستن پشت ميز مطالعه بهترين وضعيت مطالعه است .لذا از دراز کشيدن بپرهيزيد که تمر کز حواس را از بين مي برد وموجب خواب آلودگي ميشود .

23)از مطلبي که نياز به انديشه وتفکر بيشتري دارند يادداشت برداري يا خلاصه نويسي کنيد يا اينکه آنها را حفظ کنيد که اين باعث مي شود مطالب را راحت تر بخاطر بسپاريد .

24)تمرين کنيد که مطالب را تند بخوانيد ،تند خواني باعث صرفه جويي در وقت وتمرکز حواس ميشود .شما ميتوانيد با توجه به اهداف خود،براي مطالعه ي مطالب گوناگون از روش هاي مختلف استفاده کنيد .

25)بکوشيد به مطالب مطالعه شده معناي مشخص بدهيد واز روش هايي که به تجربه دريافته ايد وبيشترين باز دهي را براي شما دارد ،حد اکثر استفاده را بکنيد .

26)بين مطالب جديدي که مي خواهيد ياد بگيريد ومطالبي که قبلا"آموخته ايد پيوند برقرار کنيد .

27)براي ياد گيري مطالب در هنگام مطالعه از تصوير سازي ذهني وتجسم عيني استفاده کنيد اين کار باعث ميشود اين تصاوير در باز يابي وبه خاطر آوردن مطالب نقش بسزايي داشته با شند .

28)زير مطالب وعبارت مهم خط بکشيد اين کار در باز خواني وتمرکز بيشتر روي آنها موثر است .

29)مطالب مطالعه شده را براي خود بيان وتکرار کنيد ،زيرا ياد آوري مطالب خوانده شده باعث يادگيري بهتر مي شود .
30)بين ميزان ياد گيري با مدت زماني که صرف آن مي شود.

رابط ي نزديک وجود دارد.توصيه ميشود که براي مطالعه وقت کافي در نظر بگيريد.

31)از بر خواندن مطلبي که قبلا"ياد گرفته ايد براي شخص ديگري که بتواند اشتباهات شما را اصلاح وجا افتادگيهاي آن را گوشزد کند ،بسيار مفيد است .

32)يکي از شگرد هاي يادگيري مطالب ،استفاده از برگه نکته ها مي باشد يعني نوشتن نکته اي داراي اهميت خاصي بر روي يک برگه ودادن تعريفي از آن به زبان خودتان که براي يادگيري موثر ميباشد.
33)از تصاوير ،نقشها ونمودار هاي کتابها حد اکثر استفاده را بکنيد وبه آنها خوب دقت نماييد .

34)مطالب دشوار را به قسمتهاي ساده وکوچکتر تقسيم کنيد .
35)براي تسلط به خود ،نيرويتان را متمرکز کنيد وآن را در مسير هدف از پيش تعيين شده به کار بيندازيد .
36)ذهن آدمي همچون اعضاي بدن براي فعاليت هاي روزانه ي خود به مواد غذايي و اکسيژن کافي نياز مند است . شما با تغذيه ي مناسب ،انرژي مورد نياز خود را تا مين کنيد البته ،تغذيه مناسب ،يکي از مهمترين عوامل موثر در افزايش کارآيي حافظه است .
37) مغز انسان احتياج به اکسيژن کافي دارد .با تنفس در هواي تميز وسالم سعي کنيد رفع خستگي کرد ه وميزان اکسيژن وباز دهي مغز را افزايش دهيد.

38)وجود سلامت وآرامش ذهني وعاطفي شرط اصلي مطالعه خوب است .بنابراين بايد تلاش کنيد که در آرامش فکري هر چه بيشتر به مطالعه بپردازيد ودر پي ايجاد آرامش فکري وبهداشت رواني باشيد.

در خاتمه ي اين مقاله ،دوستان همواره سعي کنيد به راههاي جديد وتازه در مطالعه دست پيدا کنيد وهيچ وقت به يک روش قناعت نکنيد ،در درک مسائل فيزيک ،رياضي ،شيمي ،ادبيات و...از تصوير ذهني گرفته تا مطالعه طبيعت وتوجه به موضوعات عيني از نقاشي تا ساختن ماکت از داستان سرايي تا گوش کردن به نوار کاست درسي و... استفاده ببريد .هميشه براي خود تازگي و طراوت ايجاد کنيد ، خودتان راه تازه پيشنهاد کنيد .در مطالعه هميشه تلا طم داشتهباشيد،دريا هم اگر ساکت وآرام باشد به تدريج به مرداب تبديل مي شود .

 

 
  HTML  
متن را وارد نمایید